بسم رب الحسین(علیه السلام)
مصطفی از تو مودت خواست تو سیلی زدی
بی حیا! سیلی زدن اجر ذوی القربی نبود...
بسم رب الحسین(علیه السلام)
خدا رو شکر محرمتو دیدم دوباره آقاجون..........
بالای منبر نشسته و بود و می گفت:سائلی به در خانه ی اباعبدلله در مدینه رفت و طلب کمک کرد.حضرت به داخل خانه رفتند و پارچه ای را در وسط اتاق پهن کردند و خودشان مبلغی پول در آن گذاشتند و از زنان و فرزندانشان خواستند هر کس، هر چقدر که می تواند کمک کند.بعد حضرت پارچه را بستند و پشت در آمدند .دستشان را از لای در بیرون آوردند وپارچه را به مرد سائل دادند و از پشت در فرمودند:از تو خجالت زده ام که چیز قابل توجهی در خانه نداشتیم ولی...دوستت داریم.
و مرد سائل پشت در گریست و گفت:این دستهای کریم چگونه روزی درون خاک گذاشته می شود؟
و مرد سائل نمی دانست روزی می رسد که آن دستهای کریم،سه روز،روی خاک تفتیده ی کربلا...........ونمی دانست قصه ی ساربان و شب شام غریبان و انگشت و انگشتر را...............
پی نوشت:دست دلم را بگیرید آقاجانم
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی
بسم رب الحسین(علیه السلام)
خانم ِبانجابتِ شیرین تر ازعسل!
خانم ِاستعاره وایهام در غزل!
خانم ماه!نبض زمین!حضرت گلاب!
خانم ِعشق ازنفست می شود مذاب!
حورای ماه طلعتِ پیشانی ات بلند!
ماه وستاره ها که به گردت نمی رسند!!
آیا وکیلم که شما راعروس آب!
درآورم به عقد نکاح ابوتراب؟!
.
.
.
شأن نزول آیه ی تطهیر!بی بدیل!
ازحوض چشم هات وضوکرده جبرئیل!
تفسیرخط به خط «اعطینا» نگاه تو!
«ای من فدای شیوه ی چشم سیاه تو»!
«هردیده جای جلوه ی آن ماهپاره نیست
درکارخیرحاجت هیچ استخاره نیست»
آیا وکیلم که شما راعروس آب!
درآورم به عقد نکاح ابوتراب؟!
.
.
.
«یک جلدآیه آیه ی قرآن...تو سوره ایی»
یک آیه از تو را که تلاوت کند علی-
قرآن به اعجاز« تو» تعظیم می کند
با خوشه هاش اوج تو رامی کند رصد
یک شاخه ی نبات...تو قند مکرری
شهد وشکرریخته در قالب پری
مهریه ی تو قطره ی اشک فرشته ها
با شبنم نشسته به پیشانی خدا
حالا وکیلم که شما را عروس آب!
درآورم به عقد نکاح ابوتراب؟!...
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی
بسم رب الحسین(علیه السلام)
مریض آمده اما، شفا نمیخواهد
قسم به جان شما، جز شما نمیخواهد
برای پیش تو بودن، بهانهای کافیست
بهشت لطف کریمان، بها نمیخواهد
دلیل نالهی من، یک نگاه محبوب است
وگرنه درد غلامان، دوا نمیخواهد
فقیر آمدم و دلشکسته پرسیدم:
"مگر که شاه خراسان گدا نمیخواهد؟"...
دلم به عشق، تو تا آسمان هشتم رفت
نماز در حَرَمت، «اهدنا» نمیخواهد
همین قدر که غباری بر آستان باشد
رواست حاجت عاشق، دعا نمیخواهد
تو آشنای خدایی، کدام رهگذری
در این جهان غریب، آشنا نمیخواهد؟
ببین به گوشهی صحنت پناه آوردم
مگر کبوتر آواره، جا نمیخواهد؟
به حکم آنکه «علیک الرفیق، ثم طریق»
دلم بدون رضا (ع)، کربلا نمیخواهد
خدا مرا به طواف تو مبتلا کردهست
طواف کعبه بخواهم، خدا نمیخواهد
نگفته است، حیا کرده شاعرت آقا
نگفته است، نه اینکه عبا نمیخواهد
قاسم صرافان
پی نوشت:عجیب هوایی تانم.عجیب!
این روزها که مدام همه ی شبکه ها حرم را نشان می دهند،فقط شما میدانید در دل من چه می گذرد از دلتنگی برای شما،برای بانو...
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی
بسم رب الحسین(علیه السلام)
...این روزها، وقتی به خانه می رسی،چقدر دلت می خواهد برای سلامتی همه ی آن چشم ها دعا کنی و صلوات بفرستی.
برای سلامتی همه ی چشم هایی که برای رضای خدا در برخورد با تو و امثال تو،به زمین دوخته می شوند.
برای سلامتی همه ی چشم هایی که تربیت شده اند که گرسنه و هرجایی نباشند.
برای سلامتی همه ی چشم هایی که مولایشان را حاضر می بینند و حیا می کنند که در حضورش...
...اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم .
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی